[-]
آخرین ارسالی ها
اتوبار روز معتبر در امر حمل بار در تهران
شروع کننده:roozferight آخرین پست توسط:roozferight پاسخ ها:0 اخبار ايران و جهان نمایش ها:14 زمان:۲۵-۸-۱۳۹۶
مسجد کسیک مناره آنتالیا
شروع کننده:anti آخرین پست توسط:anti پاسخ ها:0 مطالب دیدنی و گفتگوي آزاد نمایش ها:13 زمان:۲۴-۸-۱۳۹۶
هتل ریکسوس پریمیوم آنتالیا
شروع کننده:anti آخرین پست توسط:anti پاسخ ها:0 مطالب دیدنی و گفتگوي آزاد نمایش ها:16 زمان:۲۴-۸-۱۳۹۶
هتل مردان پالاس آنتالیا
شروع کننده:anti آخرین پست توسط:anti پاسخ ها:0 مطالب دیدنی و گفتگوي آزاد نمایش ها:17 زمان:۲۴-۸-۱۳۹۶
هتل رویال وینگز آنتالیا
شروع کننده:anti آخرین پست توسط:anti پاسخ ها:0 مطالب دیدنی و گفتگوي آزاد نمایش ها:18 زمان:۲۴-۸-۱۳۹۶
هتل هادریانوس آنتالیا
شروع کننده:anti آخرین پست توسط:anti پاسخ ها:0 مطالب دیدنی و گفتگوي آزاد نمایش ها:14 زمان:۲۴-۸-۱۳۹۶
6 مورد از مزایای خرید غیر حضوری بلیط هواپیما
شروع کننده:youka آخرین پست توسط:youka پاسخ ها:0 ایرانگردی و جهانگردی نمایش ها:31 زمان:۲۳-۸-۱۳۹۶
استخر آریان تهران
شروع کننده:miladnaseri آخرین پست توسط:miladnaseri پاسخ ها:0 ورزشی نمایش ها:15 زمان:۲۳-۸-۱۳۹۶
باربری روز معتبر در امر حمل بار در تهران
شروع کننده:roozferight آخرین پست توسط:roozferight پاسخ ها:0 اخبار ايران و جهان نمایش ها:21 زمان:۲۵-۸-۱۳۹۶
معرفی وب سایت های رایگان و بسیار کاربردی
شروع کننده:karopack آخرین پست توسط:anti پاسخ ها:0 مطالب دیدنی و گفتگوي آزاد نمایش ها:25 زمان:۲۴-۸-۱۳۹۶
جهت حرکت: - سرعت: - (توقف | حرکت) - بارگذاری مجدد


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
۲۵-۹-۱۳۹۵, ۱۱:۱۰ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۵-۹-۱۳۹۵ ۱۱:۱۳ عصر، توسط آزاده.)
ارسال: #1
خاطره
در دنیایی که اگر همه نه خیلی ها از دست های بی رمقت می گذرند و فراموش می کنند که تو تنها هفده سالت بیشتر نیست و در این دنیای بی در و پیکر با گریه قدم می زنی  که حتی به روز های سختت هم که می رسند بی هیچ نگاهی ، بی هیچ هم دردی می گذرند
نه! امروز نه می خواهم برای روزهای بدم دلیل بیاورم و نه کسی را مقصر بدانم!  فقط خواستم بنویسم که بدانید زنده ام و اگر حرفی نمی زنم دلیلی نیست برای اینکه حرفی برای گفتن نیست!  اما یادت باشد سکوت جواب محکمی است به همه ی اتفاق هایی که ناعادلانه زندگی ما را زخمی میکنند! سکوت جوابی است مشترک که انتقام همه ی نباید ها را میگیرند ، بی صدا می گیرند
دنیای تو این روزها از یاد برده است بهانه های سپیدی را که گاه مقدمه ای بودند برای پاک خندیدن ، برای عشق بازی ، برای خوب بودن . ما از یاد برده ایم که برای خوب بودن چیز زیادی لازم نیست اصلا چیزی نیاز نیست ما همه چیز را نابود میکنیم و خودمان برای آزادی سفر را انتخاب میکنیم که چی؟ که یک عمر بی خود بودنمان را هدیه کنیم به شانه های کبود زندگی؟ نه عزیز! طبیعت اگر چه کم ، اگر چه ناقص و ضعیف اگر چه اشتباه تازه ی تو را خریده است ولی هنوز به جرم مرگ لحظه های بین ما هنوز متهم... هنوز... نه!  
آهسته راه برو ، آهسته حرف بزن منطق تو با دنیا فرق میکند با عشق فرق می کند با حساب فرق میکند ما محو شده ایم در چیزهایی که حتی به پوسته ی آن هم نرسیده ایم!
ما محو شده ایم در ... در...

 

 

در دنیایی پر شده از دود ، در حسرت یک روز آفتابی بی غصه از پنجره ای سمت دو کاج جدا از هم آویزانم. نه از عشق می ترسم و نه از آدمک هایی که برای شکستنمان آمده اند! من از هیچ چی نمی ترسم اما نگرانم - نگران روزی که دیگر هیچ قلبی از ناپاک بودن نترسد! نگران روزی هستم که ظلم فراگیر شود
این روزها هرچقدر بزرگ تر که میشوم بیشتر از دنیای شلوغ آدمها فرار میکنم! نه اینکه فکر کنی هنوز در دنیای کودکانه ی قبل تر هایم شناورم ... نه عزیز! من از هفده بهار زخمی عبور کرده ام!... من بزرگ تر از این حرفها هستم! نه...
اما دنیای کودکی هایم آنقدر بزرگ و ایده آل بود که نخواهم هرگز رشد کنم!        
گل گلدون من ماه ایوون من !
من همین چند سال پیش دختر کوچولویی بودم که عاشق جوجه هایش بود و بعد اینکه هر بار گربه قورتشان میداد چندیدن روز گریه میکرد و سنگ قبر درست میکرد برای جوجه هاش و با این همه چند روز بعد باز هم میخرید!
من همیشه دوست دارم به سگ پسر همسایه مان حرف زدن یاد بدهم! و همه ی گربه ها را اعدام کنم به جرم بازی با احساسات من و جوجه هایم و همیشه متنفر بودم از اینکه همه میگفتن قیافه ام شبیه یک گربه است!
اما هرگز نه گربه ای اعدام کردم و نه به سگی حرف زدن یاد دادم. هیچ کاری نکردم. هیچی! فقط  نشستم و فقط سنگ قبر جوجه های از دست رفته را با گریه درست کردم. فقط همین٬ فقط همین
همه ی قلبم از فحش و نفرین پر بود اما تا میخواستم به گربه ها فحش دهم می رفتند! و...! به دیوار ... نه! هرگز!
امروز نه جوجه ای دارم و نه سگی هست که حرف زدن یادش بدهم! امروز دیگر فرصت هیچ کاری نمانده ! هیچ چی
«سریع ترین راه دریافت عشق بخشیدن آن به دیگران است و سریعترین راه از دست دادن محکم نگاه داشتنش»
همیشه در مقابل اتفاق ها خواستم سکوت کنم! همیشه حس کردم اتفاق ها امتحان است فقط ، همه چی برمیگردد همه چی ...
اما به این فکر نکرده بودم که این آدمک ها کوچک ترند از خیلی چیزها! از خیلی چیزها اما یادتان باشد هرگز برای رهایی از چیزی به چیز دیگر چنگ نزنید!
از ردیف آخر صندلی های اتوبوس همه ی شهر کوچک است ... همه ی شهر... همه چی بی ارزش! همه چی یعنی عشق... از آن بالا ، یعنی از دور تر ها بیشتر می فهمی ، از زندگی فاصله بگیر! ما لاک پشت نیستیم ! ما ...
 
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۳۰-۹-۱۳۹۵, ۰۷:۴۵ عصر
ارسال: #2
RE: خاطره
ممنون

تور مسکو , تور زمینی ارمنستان , اتوبار در تهران
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

بازگشت به بالابازگشت به محتوا

http://www.baleparvaz.com/baleparvaz.gif